الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
17
منطق مقارن (فارسى)
ما خود اختلاف دانشمندان در مسائل گوناگون از دانشهاى گوناگون را در همهجا و همه وقت شاهديم . بعلاوه چه بسا كه خودمان به مطلبى عقيده پيدا مىكنيم و پس از چندى از آن روى مىگردانيم . و روشن است كه تمامى اين عقائد ضد و نقيض همه با هم نمىتوانند درست باشند و بناچار بعضى از آنها اشتباه است . ممكن است بگوئيد : ما قبول نداريم كه اختلاف عقائد و اقوال ، نشانه نادرست بودن بعضى از آنها باشد و هركس چنين گويد معلوم مىشود كه در حقيقت انديشه دقت نكرده است . زيرا انديشه خود از واقعياتى است كه از عوامل مخصوصى تاثر مىپذيرد ، بهمانگونه كه ساير موجودات جهان تحت تاثير عوامل خاصى مىباشند و بنابراين درست و نادرست بودن آن نامفهوم است . آيا ميتوانيم فرزند خودمان را به راست يا دروغ بودن متصف كنيم ؟ ! يعنى وجودش را راست يا دروغ بناميم و بگوييم اين وجود راست است يا دروغ است . " اشتباه نشود منظور راستگو يا دروغگو بودن نيست . توضيح اينكه : فكر از خواص و اعمال ماده مغز است و اين ماده بگونه ديگر مواد عالم از قانون عمومى تاثير و تاثر جدا نيست . بنابراين يك مغز تحت تاثير عوامل خاصى مىانديشد و به نتيجهاى مىرسد در صورتى كه مغز ديگرى تحت تاثير عوامل ديگر " اجتماعى و فردى " بر خلاف آن يكى مىانديشد و اين عوامل كه در ماده مغز اثر مىكنند ، در نحوهء انديشيدن آن نيز موثر خواهند بود . درست بهمانگونه كه معده در غذا تاثير مىنمايد مغز نيز در غذاى روحى خويش " انديشه " اثر مىكند . و به بيان ديگر ، انديشه عملى از اعمال ذهن است كه معلول ماده مغز و مطالبى كه از محيط پيرامون بر آن وارد مىشود ، مىباشد . و اينها هم در افراد مختلف يكسان نيستند و معلول هم ( انديشه ) تابع علت خويش است . و با توجه به آنچه گفته شد ، ديگر صدق و كذب فكر ، معنى نخواهد داشت و هر فكرى از هر شخصى و در هر حالتى در مقايسه با مقدمات و عوامل خودش ، صحيح است به اين معنى كه داراى علل خاصى بوده كه آن را ايجاد نموده است و معنى ندارد كه معلول